چند شب پیش "رادیو هفت" رو تماشا میکردم. داشت نتایج یک بررسی رو میگفت. عشق از نگاه بچه های بین چهار تا هفت ساله

یک پسر بچه چهارساله : عشق یعنی به یک نفر بگی لباست قشنگه، بعد فردا هم همون لباس رو بپوشه

یک دختر بچه شش ساله: عشق وقتیه که مامان بهترین تکه مرغ رو واسه بابا می زاره

یک پسر بچه پنج ساله: عشق وقتیه که مامان واسه بابا قهوه درست میکنه و اول خودش مزه میکنه که طمعش خوب باشه

میخوام بگم عشق دقیقا همین چیزهای ساده و بنظر کوچیکی هستن که گاهی اصلا به چشم ما آدم بزرگها نمی یاد.

عشق برای من یعنی وقتی که توی مهمونیِ  شلوغ خونمون، تو توی گوش پرهام سه ساله(برادرزاده ی دوست داشتنیم) چیزی میگی و اون میاد توی آشپزخونه و بعد یواشکی توی گوشم میگه: عمو گفت ممنون که هستی

شاید اگه یه روز کسی از پرهام جانکم بپرسه عشق یعنی چی؟ بگه: عشق یعنی ممنون که هستی


بنده نوشت: خدای خوبم سپاس بابت مهربانیت که هیچوقت کمرنگ نمیشود.

محبوب نوشت: از  نوشتن غفلت نکنید که بسیار معجزه گر است.