دیشب رفتیم تماشای فیلم دهلیز. آخر فیلم یک طوری تموم شد که اشکمو در آورد. نمی دونم اینکه من خیلی سریع گریه می کنم چقدر ضعف محسوب میشه! یا اصلا ضعف محسوب میشه ؟! البته به همون مقدار هم خیلی سریع با کوچکترین حرفهای خنده آور قهقهه میزنم. 

با کوچکترین چیزها ذوق می کنم مثلا همین که هوا خوب باشه برای من کافیه که تا شب حالم خوش باشه. و از اون طرف غصه های کوچیک و نرم نرم هم می تونه یک روزمو کامل خراب کنه. 

گپ زدن با یه دوست کافیه که تمام روز کیفور باشم. و از یک ور دیگه یک مسیج غصه ناک می تونه دلتنگم کنه. 

با پختن یک کیک ساده یا یه غذا معمولی کلی لذت می برم . اما یه شلختگی کوچیک و شلوغی هم می تونه عصبی م کنه. 

اما روی هم رفته دوست دارم این شکلی بودنم رو..


پ. ن. یک بار توی  مقاله ای  خوندم آدمهایی که پای تلویزیون با دیدن یه فیلم احساساتی میشن و گریه میکنند از سلامت روانی کاملی برخوردار نیستن...

پ. ن. آی خدا ما را هیچ وقت از سلامت روانی برخوردار نفرما. ما همین شکلی خل بودن را خواهانیم. مرسی