این روزها  می فهمم داشتن یک همسایه چقدر خوب است. وقتی توی یک مجتمع 230 واحدی زندگی کنی. خانه ی کوچکت طبقه ششم یکی از این بلوکها باشد. توی سالن طبقه ی ششم یازده واحد باشد. توی همه ی آن یازده واحد روز ها فقط از یکی از آن واحدها صدای تلویزیون شنیده شود. شبها فقط چراغ ورودی سر در یک واحد روشن باشد. و آن یک واحد هم همان خانه نقلی شصت متری خودت باشد، دلت همسایه میخواهد...

توی مجتمع تازه ساز ما، توی طبقه ششم یک محبوبه ای زندگی میکند که دلش لک زده برای سروصدای بچه های همسایه...